مسئله اين است كه تاكيد بر يهودي بودن يا نبودن پدر احمدينژاد در وضعيتي كه در آن هستيم هيچ نتيجهاي ندارد، الا اين كه بخشي از احساسات منفياي كه متوجه احمدينژاد هست را به سوي يهوديان برگرداند. در واقع چنين تبليغي ظاهراً دارد از ظرفيتهاي موجود يهودستيزي استفاده ميكند تا احمدينژادرا بزند اما در واقع هم از بار آنتيسميتيزم گفتار احمدينژاد ميكاهد، و هم پاي مقصر هميشگي يعني قوم يهود را به وسط ميكشد: "ببينيد! اين يهوديها چه موجوداتي هستند، حتي نفي هالوكاست هم كار خودشونه!!" چنين رفتاري با اقليت يهودي ايران كه همه ميتوانيم تصور كنيم چه وضعي دارند، مصداق عدول از مروت است.